تبلیغات
انتهای سادگی... - عشق تو..
انتهای سادگی...
به نام او همان که من را آفرید
 
تاریخ : سه شنبه 15 شهریور 1390 | نویسنده : niloo

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم

آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم

 

با آسمان مفاخره کردیم تا سحر

او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم

 

او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید

من برق چشم ملتهبت را رقم زدم

 

تا کور سوی اخترکان بشکند همه

از نام تو به بام افق ها،علم زدم

 

با وامی از نگاه تو خورشید های شب

نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم

هر نامه را به نام و به عنوان هرکه بود

تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم

 

تا عشق چون نسیم به خاکسترم وزد

اشک از تو وام کردم و در باورم زدم

 

از شادی ام مپرس که من نیز در ازل

همراه خواجه،قرعه ی قسمت به غم زدم






طبقه بندی: شعر نوشته ها، 
برچسب ها: با تو، عاشقانه، عشق، شعر، شعر عاشقانه،
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ